پرونده‌ي سياه

ببخشید، جنس شریفتون؟
پرونده‌ي سياه
نگاهی‌به‌ سهمیه‌بندی جنسیتی در‌دانشگاه‌ها
* بهنازکمرانی و محمداسماعیل آرامش

سهمیه بندی جنسیتی در دانشگاه‌ها، تنها یکی از طرح‌هایی است که به نوعی با اعمال یک فیلترینگ برای ورود افراد به محیط آموزشی و کار در ارتباط است. احتمالا بارها جملاتی مانند ”این کار مردانه است“ و ” این کار برای خانم ها مناسب نیست“ را شنیده اید. این طرح و طرح هایی مشابه اصولا در جهت تحصیل افراد در رشته‌ای مناسب شرایط وی اجرا می‌شود، البته در صورتی که محدود به بعضی از رشته ها می‌شد؛ با اعلام این طرح ازسوی سازمان سنجش، شکل رسمی پیدا کرد و در اعلام نتایج کنکور امسال دربسیاری از رشته ها اعمال شد. دلایل موافقان و مخالفان را بخوانید، قضاوت با خودتان.

قصه ازکجا شروع شد؟
تعداد دختران دانشجو نسبت به پسران تا قبل از انقلاب‌اسلامی، کمتر از‌30 ‏درصد بود. بعد از ‏انقلاب تا دوره‌ای نسبت ورودی دختران و پسران ‏تقریبا ثابت بود، اما در یک دوره‌ی 5 ‏ساله (از1375تا 1385) جهشی از حدود‌30‌‏ درصد به‌50 درصد و بیشتر رخ داد. سال 1377 ‏اولین سال در تاریخ دانشگاه‌های ایران بود که دختران مرز‌50 درصد را رد‌کردند.
آمارهای سازمان سنجش نشان می‌دهد در آن سال 52‏درصد از دانشجوهای ورودی دانشگاه‌ها دختر بوده‌اند. این آمار با شتابی عجیب بالا رفت تا در سال 1385 ‏نسبت دخترهای قبول شده درکنکور به 65 درصد رسید. درهمین سال، مرکز پژوهش‌های مجلس گزارشی منتشر‌کرد که اوضاع را ”بحرانی“ اعلام کرده بود.
‏با این حال، اولین زمزمه‌ها برای سهمیه‌ بندی‌ جنسیتی کنکور خیلی قبل از این‌ها شروع شده بود. در اردیبهشت1382، سازمان سنجش اعلام‌کرد تعداد دختران در بعضی از رشته‌ها به 70 ‏درصد رسیده و رئیس سازمان سنجش از درنظرگرفتن سقف50 درصدی برای رشته‌هایی مثل کشاورزی، آبیاری، باغبانی، مهندسی‌معدن، پزشکی و فیزیوتراپی برای دختران خبرداد. در واکنش به این خبر نماینده های مجلس ششم در سال83 ‏نامه‌ای نوشتند که منجر به لغو سهمیه‌بندی تا اطلاع ثانوی شد. این اطلاع ثانوی ‏چیزی حدود2 ‏سال بعد بود!
‏سازمان سنجش درسال 85 ‏برای26 ‏رشته و درسال86 ‏برای39 ‏رشته، سهمیه بندی جنسیتی را اعمال کرد و به همه‌ی شایعات پایان داد.
در اسفندماه سال گذشته رئیس سازمان سنجش آموزش کشور رسما اعمال بذیرش جنسیتی درکنکور87 ‏را تایید کرد. این اتفاق بعد از این افتاد که گزارش مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی با موضوع ”تحولات آموزش دختران در ایران طی یک‌دهه‌گذشته( 75-85)“ وضعیت نسبت دخترها و پسرهای دانشجو را بحرانی اعلام کرده‌بود و در مورد پیامدهای اجتماعی و فرهنگی آن هشدار داده بود.
‏اگرچه قبل از این تاریخ هم صحبت در مورد اعمال سهمیه جنسیتی در پذیرش دانشجویان رشته‌های پزشکی وجود داشت اما این اولین بار بود که رسما اعلام می‌شد. از طرفی مرداد امسال و بعد از مخالفت‌های شدیدی که در محافل مختلف با این موضوع شد، رئیس سازمان سنجش رسما اعلام کرد: سهمیه بندی جنسیتی در30 ‏رشته دانشگاهی انجام می‌گیرد که تنها در 4-5 رشته به نفع پسران است.
هفت‌خان‌با چاشنی‌اضافه
کنکور و مشتقاتش، به راستی هفت خان مشکل است. همه‌ی ما با دیوکله گنده‌ی کنکور دست و پنجه نرم کردیم و حالا چه خوب و چه بد، چه سخت و چه راحت زدیمش زمین. دورانی که به نوبه‌ی خودش آنقدر استرس و غش و ضعفه دارد و حال همه را سر جا می‌آورد که نیاز به چاشنی دیگر‌ی ندارد‌. اما مثل اینکه لطف شده و یک کوچولو چاشنی خوش عطر و طعم  به آن اضافه کرده اند‌. چاشنی‌ای به نام ”پذیرش سهمیه‌ای در کنکور“.
در حدود سه سال است -رسمی یا غیررسمی- که این طرح اجرا می‌شود و امسال بعد از اعلام نتایج نهایی آزمون سراسری با اعتراضات زیادی از طرف داوطلبان روبرو شد. مساله‌ی پذیرش بومی هم نمک بر زخم‌ها ریخت و تعدادی از رتبه‌های دو رقمی و سه رقمی در رشته‌هایی که سال‌قبل با همان رتبه قبول می‌شدند، پذیرش نشدند. حتی گفته‌شده بود که بعضی از داوطلبان در رشته‌هایی پذیرفته شدند که آن رشته جزء رشته‌های انتخابیشان نبوده است! البته یک جورهایی در مایه‌ی نوش دارو پس از مرگ سهراب، وزارت علوم ظرفیت دانشگاه‌های شهر تهران افزایش داد تا به اصطلاح مشکل حل شده باشد.
پیروز جنگ،دخترها یا پسرها؟
این دانشگاه رفتن ما و مساله کنکور را مي‌شود به یک میدان جنگ تشبیه کرد: یک طرف سپاه دخترها و طرف دیگر قشون پسرها. البته مثل همه‌ی جنگ‌ها که هیچ‌وقت در دو طرف میدان، تعادل از نظر تعداد وجود ندارد، این‌جا هم چشم نزنیم، سپاه دخترها بیشتر از پسرها هستند.
یک روزی صندلی دانشگاه‌ها را 14-25% از دخترها اشغال می‌کردند که این رقم به حدود‌ 63‌% رسید -تا جایی که به‌‌جای استفاده از واژه‌ی ”دانشگاه“ از ”دبیرستان‌دخترانه“ در بعضی از دانشگاه‌ها استفاده می‌شد! - این موضوع دلایل مختلفی می‌تواند داشته باشد و از جهات مختلف می‌توان بررسی‌اش کرد.
دانشگاه، کار، پیشرفت
پسرها:
امیدوارند به اینکه با مدرک داشتن، راحت‌تر وارد بازار کار شوند و صد‌البته با توجه به مدرکشان، شغلی متناسب با رشته‌ی تحصیلی صاحب به‌دست بگیرند. با وجودیکه بعضا حتی بدون مدرک تحصیلات عالی خیلی راحت میتوانند در بازار آزاد، آینده‌ی کاریشان را تضمین کنند و اینکه خیلی از تحصیل کرده‌ها، دانشگاه رفته‌ها و مدرک‌دار‌های ما بیکارند.
دخترها:
با وجود اینکه الان حدود 63% از فاغ التحصیلان دانشگاه‌ها را دختران تشکیل می‌دهد، تنها درصد خیلی کمی از مدیران و کارکنان ادارات دولتی کشور دست آنهاست. و یا اینکه شرایط درس خواندن و آماده شدن کنکور برای دخترها مناسب تر است نسبت به پسرها. و اینکه دخترها با وجود یکسری محدودیت‌ها و شرایط خاص که برایشان وجود دارد تحصیل کردن را، راهی برای غالب شدن به محدودیت‌ها تصور‌می‌کنند. یکی از فعالان حوزه‌ی زنان در این زمینه گفته‌است:
 ”دانشگاه برای دخترها جزء معدود فرصت‌های مشروع آنهاست که خانواده و جامعه هم آن را پذیرفته‌اند. پسرها انتخاب‌های زیادی برای پرکردن اوقات فراغت، اشتغال، کسب استقلال و هویت اجتماعی دارند اما این فرصت‌ها برای دختران بسیار محدود است.همین است که باعث درسخوان‌تر بودن دخترها نسبت به پسرها می‌شود.“
مسئله‌ی دختران درس‌خوان در کشورهای دیگر هم وجود دارد، طوری که مثلا در انگلیس تعداد استادان زن بیشتر از استادان مرد است اما به این‌دلیل که فرهنگ‌عمومی و فرهنگ‌اشتغال هم به‌همین ترتیب تفاوت‌کرده، مساله‌ای ایجاد نکرده‌است.
 باید توجه کنیم که پسرها در کنار تحصیل، دغدغه‌ی خدمت سربازی، کار و اندوختن سرمایه‌برای ازدواج را هم دارند.
کی ضرر می‌کنه بیشتر؟
بیشتر مخالفان این طرح معتقدند این سهمیه بندی به ضرر دخترهاست، اما سازمان‌سنجش این موضوع را رد می‌کند و می‌گوید که در بعضی رشته‌ها دخترها و دربعضی، پسر‌ها سود می‌کنند. مثلا در رشته‌های فنی مهندسی درصد قبولی پسرها بیشتر از دخترها و در رشته های انسانی و تجربی برعکس است. به این ترتیب با اعمال پذیرش جنسیتی، دخترها شانس بیشتری برای قبولی در رشته های فنی و مهندسی و پسرها شانس بیشتری در رشته های تجربی و انسانی دارند.
یک نکته‌ی مهم
یک بررسی آماری روی پسرها و دخترها نشان می‌دهد احتمال قبولی دخترها و پسرها در کنکور با هم برابر است و اختلاف تعداد داوطلبان کنکور است که نسبت را بر هم می زند. در کنکور 85، 29/5 درصد دخترها و 29/1 درصد پسرها در کنکور قبول شده اند. یعنی هم پسرها و هم دخترها از هر صد نفرشان 29 نفرشان در کنکور قبول شده اند. پس این موضوع ریشه در دوران دانش آموزی داوطلبان دارد؛ در دوره‌ی دبیرستان، 74درصد دخترها در رشته های نظری (یعنی در دبیرستان ها) تحصیل می کنند و بقیه در رشته های مهارتی(هنرستان،کار و دانش و فنی وحرفه ای) درس می خوانند. این در حالی است که در پسرها این نسبت 53 برای رشته های نظری و 46 برای رشته های مهارتی است. برای همین است که تعداد داوطلبان کنکور سراسری برای پسرها کمتر است.پس تعداد قبول شدگان هم متعاقبا کمتر.
ولی حالا چرا؟
با وجود همه‌ی این حرف‌ها، چرا الان به فکر اجرای این بالانس افتادند و این طرح اجرا شده؟ چرا آن‌موقع که این درصد برعکس بود و حتی درصد پذیرفته‌شدگان دختر دانشگاه‌ها از درصد پسر‌های الان هم کمتر بوده چنین طرحی اجرا نشد؟
چرا باید تلاش یک‌ساله‌ی آن یک نوجوان نادیده گرفته بشود و به خاطر اینکه دختر یا پسر بودنش از حق خودش که برای آن شب و روز تلاش کرده، محروم شود؟
اعلام شده بود که از امسال همه داوطلبان کنکور وارد دانشگاه می‌شوند، چون ظرفیت دانشگاه‌ها آنقدر افزایش پیداکرده که همه پذیرفته می‌شوند، اما آیا همه در همان رشته‌ای که برای رسیدن به‌آن تلاش کرده‌اند و هدفشان بوده پذیرفته مي‌شوند؟
از دانشگاه و موضوع سهمیه بندی جنسیتی دانشگاه و طرح پذیرش بومی که بگذریم، بیرون از دانشگاه هم باز به نوعی این طرح اجرا میشود. مثلا کم کردن ساعات کار زنان ولایحه‌ی حمایت از خانواده با وجود حذف آن دوتبصره‌؛ عدم اجازه ورود و کار به خانم‌هایی که لباس‌هايی با رنگ تند و روشن می‌پوشند، به ادارات دولتی؛ عدم اجازه ورورد پسران مجرد طی روز‌های خاصی ‌از هفته به بعضی از سینماهای کشور و طرح‌هایی که خیلی وقت است اجرا می‌شدند و یا هم‌چنان در حال اجرا هستند و یا طرح‌هایی که به تازگی به تصویب رسیدند و یا طرح‌هایی که در دست بررسی هستند و اجرا خواهند شد. هر کدام از این طرح‌های نام برده شده و نشده، به نوبه‌ی خودشان حتما مزیت‌هایی هم دارند ولی در کنار این مزیت‌ها ضربه‌هایی هم به من یا تو خواهد خورد.. آیا میتوانیم عواقب منفی هر کدام از این طرح‌ها را، هرچند اگر از مثبت‌هایش کمترباشد، نادیده بگیریم؟
 
زنگ تفريح
پرونده‌ي سياه
اگر از زندگی در خوابگاه خسته شده اید، اگر در فاز غمباد قرار گرفته اید، اگر دلتان هوای اهل و عیال کرده است، اگر سادیسم دارید، اگر به موجودیت خودتان شک کرده اید، این پرونده را بخوانید!
* محمد اسماعیل آرامش
ماشالله آنقدر تفریح خوب و سالم برای دانشجو ها ایجاد کرده اند که حیفمان آمد نگوییم. در این پرونده، سعی کرده ایم این تفریحات را معرفی کنید تا اگر نمی دانید بدانید چگونه می توان در خوابگاه دپ نشد. البته به سالم بودن همه شان شک داریم! پس قبل از انجامشان با یک بزرگتر مشورت کنید!
Knife نشی رفیق!
کافیست از یکی از کانتر بازها بپرسید تا فوت و فنش را سه سوته بهتان یاد بدهد. درواقع مهارت یافتن در این بازی بیشتر نیاز به تمرین دارد. اگر همیشه دوست داشتید که قتل عام راه بیندازید دست نگه دارید! کافیست چند تا آدم پایه پیدا کنید و با هم بروید گیم نت بغل خوابگاه. البته باید کمی سر کیسه را شل کنید. توجه کنید که هم بازی تان را کسانی انتخاب کنید که ازشان نفرت بیشتری دارید! چون اولا کشتن خودی خیلی راحت تر و البته لذت بخش تر از کشتن دشمن است! دوما اگر باختید به خاطر کم کاری مجازید تا ته دلتان فحش نثارش کنید و عقده های روانی خود را خالی نمایید.
در این بازی باید توجه کنید که:
1-سعی نکنید راش* کنید. چون آن موقع اولین نفری که کشته می شوید شما هستید. خف کار ها** همیشه بیشترین امتیاز ها را در جدول دارند.
2- کاملا بر عکس برنامه ای که هم بازی ها می گویند عمل کنید!
3- وقتی دشمن را می بینید سعی نکنید ییهو! عقده های خود را خالی کنید! رگبار نبندید چون هیچ کدام به هدف نمی رسند. یکی یکی. توصیه می شود وقتی تیر شلیک می کنید قیافه ی استادی که ترم قبل شما را با 9 انداخته است تصور کنید، اینگونه واقعا لذتشو می برید.
4- لطفا معتاد این بازی نشوید! وگرنه مسئول خوابگاه ساعت 1.30 نصف شب باید بیاید از گیم نت جمعتان کند! در ضمن توهم کانتر مخصوصا در خواب خیلی دردناک است!
*= یعنی بی هوا بروید در آغوش دشمن.
**= خف کار به کسی گفته می شود که می رود جایی که به ذهن جن هم نمی رسد قایم می شود.

 

 

ریتم های دوست داشتنی
این روز ها دست هر بنی بشری می توانی ابزار پخش موسیقی را پیدا کنی. موبایلت اگر موزیک پلیر نداشته باشد کافی است بروی یک MP3 پلیر ارزان قیمت بخری.
با آنالیز ساکنان خوابگاه، چند جور آدم با سبک موسیقی خاصی که گوش می دهند پیدا می شود.
بعضی ها که حس خودشیفتگی بهشان دست داده آهنگ دامبولی دیمبولی می گذارند و حرکات موزون اجرا می کنند. از این سری آهنگ ها می توان به ترانه های: «کی تو رو قشنگت کرده؟ مست و ملنگت کرده؟» و «خوشگلا باید برقصن اشاره کرد.»
وای به روزی که جوانکی روان پاک شود! می توان موزیک هایی که گوش می دهد حدس زد: «راستی چی شد؟ چه طوری شد؟ این طوری عاشقت شدم؟» و یا: « کی اشکاتو پاک می کنه؟ شبا که غصه داری. دست رو موهات کی می کشه؟ وقتی منو نداری؟»
بعضی ها هم با سنتی حال می کنند. آواز ها و تصنیف های اساتید موسیقی ایران، نظیر شجریان، بنان و... باب دل این دسته از دانشجوهاست.
اگر عشق خوانندگی داری ولی خودت هم تحمل صدای نکره ات را نداری، رپ خوراک توست. خواننده آنقدر سریع می خواند که می شود داستان شاهزاده کوچولو را در دو دقیقه از اول تا آخر و برعکس! گوش کرد. البته خداییش بعضی هاشان هم خیلی قسنگ اند، مثل:
"کورش کبیر بود صلح رو آغاز کرد، یهودی ها رو از بند بابل آزاد کرد، کوروش ساخت کتیبه ی حقوق بشر، واسه همینه که دارم یه غرور قشنگ" که در اعتراض به فیلم سیصد ساخته شد.
باید توجه کنیم که:1- مرض که ندارید! بجای بلند کردن صدای موبایلتان یک هدست ناقابل بگذارید در گوشتان و لذتشو ببرید. 2- تحقیقات نشان می دهد که موسیقی تاثیر مثبت در یادگیری دارد. البته اسراف نکنید! وگرنه آنقدر خنگ می شوید درستان را در دستگاه چهار گاه می خوانید.

خرزدن در توهم
کی گفته درس خواندن تفریح نیست؟! بروید از خرخوان های کلاستان بپرسید تا لذتی را که از درس خواندن نصیبشان میشود، برایتان تعریف کنند. تعجب نکنید! وقتی طرف اول ترم می نشیند 4 ساعت پیاپی بیوشیمی می خواند لابد حال می کند دیگر.

Yes بده
از آنجایی که دانشگاه همیشه برنامه های جشن و شب شعر و اینجور چیزها میگذارد و از همانجا که این برنامه ها خیلی جذاب و باحال هستند، رفتن به این برنامه ها تفریح خوبی است. اگر کمی ذهن خلاقی داشته باشید می توانید اعمال فجیعی انجام دهید. برای نمونه بلوتوث مبارک را روشن می کنی و اسم همکلاسی بد اقبالت را می گذاری به عنوان اسم بلوتوثت! حالا سرچ می کنی و شونصد تا بلوتوث که برای گرفتن جدید ترین کلیپ ها له له می زنند، پیدا می کنی! در یک لحظه از خدا طلب آمرزش می کنی و سپس چند کلیپ نا مربوط برای تک تک آن شونصد نفر ارسال می کنی.*
همچنین اگر در راسته ی پسران قرار داری، اسم بلوتوثت را به فارسی سلیس می گذاری یک اسم دختر. در کمتر از ده دقیقه موبایلت از عکس ها و کلیپ های روز آپ دیت می شود.
این ها فقط نمونه کار بودند. بعضی ها در بلوتوث بازی دست شیطان را هم از پشت بسته اند.
حالا نوبت پذیرایی است. ساندیس را نوش جان می کنی، ساندیس خورده شده را باد می کنی و سپس می ترکانیش! و ادامه کار خود را از سر می گیری. پس از پایان جشن از مسئولان به خاطر اینکه  استفاده ی کافی از مراسم برده اید تشکر می کنید.
* این را گفتیم که حواستان جمع باشد و این کار را انجام ندهید! نگویید چرا راه جلوی پای شما انداخته ایم.

سرنده پیتی در خوابگاه
حیف که نمی شود ذمبه و گارفیلد در خوابگاه نگه داری کرد، ولی اگر بخواهید می توانید جانورانی با سایز کوچکتر نگه داری کنید. سوسک متداول ترین این جانوران است. یک یار صمیمی که در واقع هم اطاقی شماست. موش، کفتر، وزغ و لاکپشت می توانند دوستان خوبی برای شما باشند. فقط برای رضای خدا هم که شده دوستتان را به اطاق های دیگر نفرستید.

خوابالوها
اصلا خوابگاه را برای این کار درست کرده اند. پس مهم ترین تفریح در خوابگاه خواب است. قبل از خواب زیاد درس نخوانید، چون آن موقع توهم فانتزی از نوع کابوس امتحان عملی بافت شناسی می بینید. ساعت 9 نشده باید در رخت خواب باشید، مسواک تان را بزنید و لطفا خرو پف نکنید.

آهای! کجایی؟
آواز خواندن هم نوعی تفریح است و هم نوعی وسیله ی ارتباطی. از آن جهت تفریح که می توانید از اعماق وجودتان بخوانید و یک حال اساسی بدهید به ملت. و از آن جهت وسیله ی ارتباطی که از طبقه ی 4 می توانید با هم نوعتان که در نمازخانه تشریف دارند ارتباط برقرار کنید.

یک تخریب فانتزی
یکی از لذیذ! ترین تفریحات خوابگاهی این است که بر سر دیگران خراب شوید. حالا این خراب شدن چند نوع دارد: 1- یک نمونه آن است که چشمان تیزبین شما، کیسه ی سیاهی را در دست دوستتان شکار می کند و حس ششمتان به کمک آمده و اقلام چیپس سرکه نمکی، ماست موسیر و دلستر با طعم هلو را در این نایلن تشخیص می دهد. فورا به ده نفر از بروبچس گزارش می دهید و بدین صورت آویزان آن بخت برگشته می شوید.
2- نمونه ی دوم لذیذتر است. دوستتان با موبایلش صحبت می کند، تشخیص می دهید امر خیری در کار است. اینجا می توانید به معنای واقعی کلمه بر سرش خراب شوید. می توانید انواع صدای جادوگری و مشمئز کننده و جملات قصار زیبایی که از ذهنتان فوران کرده است، از خودتان در بیاورید. مثلا می توانید بگویید آهای ... جورابامو شستی یا نه؟
3- این نمونه وقتی بکارتان می آید که واقعا بیکارید و مانده اید این وقت بی صاحاب را چگونه سر کنید. شب امتحان است و روی الهام غیبی دوست خرخوانتان در جلسه ی امتحان حساب می کنید. مهمان ناخوانده می شوید برای همکلاسی هایتان. وارد اطاقشان می شوید و از آنها خواهش می کنید به داستان خاله سوسکه ای که تعریف می کنید سراپا گوش فرا دهند.

 


فراخوان همکاری با مجله اینترنتی سیاه و سفید

حمایت دو طرفه

با قرار دادن بنر زیر در وب سایتتان از ما حمایت کنید

مجله اینترنتی سیاه و سفید

حمایت می کنیم

مجله کارگاهی زیگ زاگ


© وب‌گاه مجله‌ي اينترنتي سياه و سفيد. طراحي و اجرا توسط محمد اسماعيل آرامش.
تمامي حقوق معنوي مطالب انتشار يافته در اين وب‌گاه، متعلق به گاهنامه‌ي سياه و سفيد و نويسندگان آن است.
استفاده از اين مطالب، تنها با ذكر وب‌گاه سياه و سفيد و نام نويسنده‌ي مطلب مجاز است.
اين وب‌گاه، تنها نسبت به مطالب منتشر شده توسط "نويسندگان" خود مسئول است و مسئوليتي در قبال مطالب منتشر شده توسط كاربران ديگر نمي‌پذيرد.
قدرت يافته توسط:
پارسه هاستينگ