|
چتروم
|
|
* علي مختاري آقای بابایی، از نگهبانان خوشقلب و دوستداشتنی دانشکدهی پزشکی هستند.گپ کوتاهمان را با ایشان بخوانید.
+ اهل کجایی؟ - فرخ شهر + تحصیلات؟ - سیکل {خنده} ، امکانات نبود دیگه! + چند ساله کار می کنی؟ - 20سال + راضی هستی؟ - آره، چرا راضی نباشم؟ + حقوقش خوبه پس؟ - آره، بد نیست. + دانشجوهای قدیمی بهتربودن یا جدیدیها - همه شون خوبن، آدم خوب و بد تو هر زمانی هست. + از غذاهای سلف کدومو بیشتر دوست داری؟ - کباب و مرغش بهتره نسبت به بقیه. + استقلالی یا پرسپولیسی؟ - هیچ کدوم! + اگه یه روز رئیس دانشگاه بیاد کارت نداشته باشه راش میدی؟ - نه! + تو دوران بچگیت چند بار کتک خوردی؟ - خیلی! البته بچه مثبت بودم ولی خوب بازیگوش هم بودم. + اگه می تونستی خودتون انتخاب کنی که تو کدوم شهر و کشور به دنیا بیایی کدومو انتخاب می کردی؟ - همون فرخ شهر خودم. و ایران. + وقتی بچه بودی دوست داشتی چیکاره بشی؟ - دوست داشتم ولی نشدم! {خنده}. دوست داشتم مهندس برق بشم. + اگه بعد از صد سال، بهت بگن که یه روز مونده به پایان زندگیت، چیکار می کنی تو اون روز؟ - از خدا می خوام بتونم همون یه روز خدمت کنم + عاشق شدی تا حالا؟ - آره و همون یه بار برا هفت پشتم بسه! {خنده} + بهترین تفریح؟ - با عیال و بچه ها باشم. + قشنگ ترین کارتونی که از بچگی تو ذهنتون مونده؟ - سندباد + اهل ورزش هستی؟ - آره، پینگ پنگ بازی می کنم. + موسیقی؟ - هیچ! + با کدوم مسئول و استادا صمیمیتر و گرمتری؟ - من اخلاقم جوریه که با همه صمیمی میشم. ولی خوب بیشتر با دکتر شهابی + واسه اینکه هم شهریته؟ - نه... + تا حالا چقدر به دانشجو ها گیر دادی؟ - خودیها که خیلی کم، بیشتر دانشجوهای غیر خودی. + واسه تیپ و ظاهر که گیر نمیدی؟ - نه من به اینچیزا گیر نمی دم، مسئول جداگونه داره. + و در آخر یک آرزو... ـ خدا همیشه تن سالم و دل خوش به همهمون بده.
|