عارف
امتیاز کاربران: / 0
ضعیفبهترین 
مستانه

 روزی عارفی ندایی از غیب شنید:
که ای اهل دل؛
آیا می‌خواهی آنچه از درون تو میدانیم، بر مردم آشکار کنیم تا بفهمند که تو آنقدرها هم که نشان میدهی زاهد و عارف نیستی؟
و عارف پاسخ داد:
آیا تو می‌خواهی که من به مردم بگویم که حد و اندازه بخشش و رحمت تو چقدر است تا آنها بی پروا از خشم تو و با اتکا به رحمت بی انتهایت، به هرکاری که دوست دارند، دست بزنند؟!
مجددا همان ندای غیبی به گوش رسید که گفت:
بسیار خب عارف،... تسلیـــــم!
نه تو چنین کاری بکن و نه من چنان کاری را انجام میدهم.
او معنای رحیم را میدانست...


نظرات (0)Add Comment

نوشتن نظر
كوچكتر | بزرگتر

Powered By PCLiFE.iR

كاري از گروه زندگي رايانه اي


busy
 

فراخوان همکاری با مجله اینترنتی سیاه و سفید

حمایت دو طرفه

با قرار دادن بنر زیر در وب سایتتان از ما حمایت کنید

مجله اینترنتی سیاه و سفید

حمایت می کنیم

مجله کارگاهی زیگ زاگ


© وب‌گاه مجله‌ي اينترنتي سياه و سفيد. طراحي و اجرا توسط محمد اسماعيل آرامش.
تمامي حقوق معنوي مطالب انتشار يافته در اين وب‌گاه، متعلق به گاهنامه‌ي سياه و سفيد و نويسندگان آن است.
استفاده از اين مطالب، تنها با ذكر وب‌گاه سياه و سفيد و نام نويسنده‌ي مطلب مجاز است.
اين وب‌گاه، تنها نسبت به مطالب منتشر شده توسط "نويسندگان" خود مسئول است و مسئوليتي در قبال مطالب منتشر شده توسط كاربران ديگر نمي‌پذيرد.
قدرت يافته توسط:
پارسه هاستينگ